دوست عزيز از شما دعوت ميشود كه فكر خود را آزاد كنيد زيرا كه خدا تو را آزاد آفريده است به طور مطلق خود را تسليم تنها خدا كنيد و خود را از قيد و بندهاي مذاهب ساختگي رها كنيد

آخرين تغييرات 26 مرداد سال 89

 نكات قرآني     اخبار    دانلود    زندگي    تزکیه نفس   نوزده   رد حديث وسنت   خدا یکتاست  

نماز  

واسطه ها در پرستش و نیایش  

شفاعت  

پیام خدای مهربان به مردم ایران  

پیام خدای مهربان به مردم تاجيكستان  

پیام خدای مهربان به مردم افغانستان  

وبلاگ انگلیسی  

سایت عربی  

10/22/2016

شیطان به پایان کار خود رسیده است

از شر شیطان رانده شده بخدا پناه می برم
بنام خدا بخشنده مهربان

فضای مجازی، گمراهی، وسوسه های شیاطین ، ابزارهای جدید، راه حل دوری از شیطان


تمدن جدید مشکلات جدی و جدیدی برای جامعه ما بوجود آورده است. نسل جدید ابزارها و روشهای دیگری را جهت زندگی برگزیده است و فضای مجازی جزو لاینفک زندگی او شده است و ناآگاهانه خودش را در معرض خطرات فراوانی قرار می دهد. توهمات ، داستانهای تخیلی ، فیلمهای سینمایی ، سریالهای تلویزیونی و مشروبات الکلی و مواد مخدر و بازیهای کامپیوتری مردم را وارد کانال و فضای دیگری می کند که در آن فضا، فرد براحتی گمراه می شود. یک سریال تلویزیونی که هر روزه فرد به تماشای آن می نشیند، می تواند فرد را با خود همراه کند و قلب و احساسات فرد را تحت تاثیر قرار دهد. کسی که یک فیلم را هر روزه نگاه می کند ، به معنای آن است که فرد از آن فیلم لذت می برد. وقتی آدم از یک چیزی لذت می برد، نشان از این دارد که به آن چیز ایمان دارد. غیر ممکن است که انسان از یک چیزی لذت نبرد و اما هر روزه به تمایل خود وقت بگذارد و آن را نگاه کند. کسی نمی تواند از یک توهم لذت ببرد، مگر اینکه به خود بقبولاند آن را و آن را باور کند. زمانی که یک فرد در اشعار یک شاعر غرق میشود و از آن لذت می برد، به معنای آن است که فرد تفکرات اشعار را قبول دارد و در این حالت فرد وارد فضای دیگری از ذهن میشود که غیر از فضای واقعی است. در اصطلاح علمی به این فضا که حالت دیگری از آگاهی است،فضای آلفا می گویند. هر انسانی بسته به فرکانسهای مغزی خود، از نظر روان حالات مختلفی در او ظاهر میشود. در حالت بیداری امواج مغز در حالت بتا قرار می گیرد. اما در حالاتی که فرد در لذات و احساسات دنیوی و توهم مثل خواندن اشعار ، نگاه کردن به فیلم و بازیهای کامپیوتری غرق میشود، در این حالت امواج مغزی فرد در حالت آلفا قرار می گیرد. اما در حالات تفکر و حل مسائل منطقی و ریاضی امواج در حالت بتا قرار دارند. پس میتوان امواج مغزی را به چهار دسته کلی تقسیم نمود.

بتا:  حالت بیداری
آلفا: حالت احساسات و خلسه و توهم
تتا: حالت تله پاتی و...
دلتا: حالت خواب

هر چقدر که فرد بیشتر در احساسات و لذات ناشی از اشعار و فیلمها و مطالب فضاهای مجازی غرق شود، در حالت آلفای شدیدتری قرار می گیرد. در حالت آلفا از نیم کره سمت چپ (که مخصوص منطق و تفکر است) کمتر استفاده میشود و کلیه تصمیمات براساس نیم کره سمت راست (که مخصوص احساسات و توهم است) انجام می پذیرد. هنگامی که فرد وارد حالت آلفا میشود ، اطلاعات وارد شده به مغز او بدون پردازش در سمت چپ ، وارد ناحیه سمت راست میشود. به همین خاطر کسانی که درحالت آلفا قرار می گیرند، تصمیماتشان را براساس منطق و آموخته های قبلی خود انجام نمی دهند و به همین خاطر فرد در این حالت مرتکب انجام اعمالی میشود که در حالت عادی غلط و نادرست می داند. نکته مهم اینجاست که انسانها طوری ساخته شده اند که در حالت آلفا در کنترل کامل شیاطین و اجنه قرار می گیرند. اجنه و شیاطین فقط در سطح آلفا می توانند القاءات خود را بر انسان تحمیل کنند و کنترل افراد را در دست بگیرند و گناهان مختلف را بر او تحمیل کنند. کسی که گناه انجام می دهد در توهم به سر می برد و در واقع نزدیک به سطح آلفاست و به همین خاطر در تیررس شیاطین و اجنه قرار می گیرد. انسانها در حالت آلفا تلقین پذیرتر از همیشه میشوند. حربه شیطان برای کنترل کردن قربانیهای خود، این است که با وسوسه و نصیحت آنان را به سمت کانال آلفا می کشاند تا بتواند به طور کامل قربانیهای خود را کنترل کند.
 انسانها در طول زندگی در حالتهای مختلفی ناخواسته وارد آلفا میشوند؛ یکی چند دقیقه قبل از خواب و دیگری چند دقیقه بعد از بیداری و همچنین در لحظات مرگ.  به همین خاطر خدا می فرماید که آغاز و پایان روز خود را با نام و یاد خدا شروع و خاتمه دهید.
سوره انسان آیه 25 :  وَاذكُرِ اسمَ رَبِّكَ بُكرَةً وَأَصيلًا
ترجمه: و خدا را در اول صبح و آخر شب یاد کن.

در لحظات آخر زندگی هم افراد در حالت آلفا قرار می گیرند .
سوره قاف آیه نوزده : وَجاءَت سَكرَةُ المَوتِ بِالحَقِّ ذلِكَ ما كُنتَ مِنهُ تَحيدُ
ترجمه: سرانجام، سكرات اجتناب ناپذير مرگ فرا می رسد؛ اين همان است كه سعی می كردی از آن بگريزی.
گناه یک توهم است. با انجام هر کار گناه, فرد بیشتر به آلفا نزدیک میشود و بیشتر در تیررس اجنه و شیاطین قرار می گیرد. نماز انسان را از حالت آلفا خارج و به دنیای واقعی می آورد و به همین خاطر نماز انسان را از فحشا و منکر دور میکند. فحشا و منکر در حالت آلفا درست بنظر میرسند و فرد منطق خویش را در مورد درست بودن و یا نبودن اعمال فحشا و منکر از دست میدهد و فرد بدون توجه به تمام عواقب گناه آن را انجام میدهد. اگر کسی بتواند همیشه در فکر خدا باشد و خدا را ذکر کند و در دنیای واقعی زندگی کند فریب شیطان را نمیخورد. دروازه های ورود به حالت آلفا در قرآن مشخص شده است. نگاه به نامحرم. فکر گناه. استعمال مشروبات الکلی و مواد مخدر، غیبت و تمام صفات رذیله که خدا در قرآن نهی فرموده است.
شیاطین برای وادار نمودن انسانها به گناه و غرق نمودن آنان در گناه، سعی در بردن آنان به حالت آلفا دارند. زیرا اگر انسان در حالت کانال آلفا قرار گیرد, براحتی در اختیار شیاطین و اجنه قرار می گیرد.

چه چیزهایی انسان را به حالت آلفا میبرد؟

غرق شدن در توهمات، باور نمودن توهمات و ترسها، باور نمودن زیتنهای دنیایی، مصرف مسکرات و مخمرات و مواد مخدر و ... انسان را بطور مستقیم بحالت آلفا میبرد و در آنحالت فرد منطق و آموزه های دینی خویش را بکار نمی برد و دچار انواع گناهان میشود.
اکثر کسانی که قتل و جنایات وحشتناک انجام میدهند، اقرار می کنند که در حین انجام جنایت و گناه، کنترل خویش را در دست نداشته اند و عواقب انجام گناه برایشان اصلا مهم نبوده است. انسان طوری آفریده شده است که اگر در راه مستقیم خدا قرار نگیرد، براحتی منحرف می شود و هیچ تضمینی در خوشبختی دنیا و آخرت او وجود ندارد.

وضوگرفتن قبل از اقامه نماز ، انسان را از حالت آلفا بیدار می کند و به اصطلاح خودمانی ، افکار و احساسات آن فضا از سرش می پرد.  زیرا شستشوی اعضاء وضو یک عمل فیزیکی است و به همین خاطر به نوعی، قطع فضای آلفاست و به همین خاطر خدای مهربان می فرماید که قبل از اقامه نماز ، وضو بگیرید. خدا در مورد لفظ نماز از کلمه اقامه استفاده میکند (اقیموا الصلوه) و عبارت خواندن را برای نماز به کار نمی برد. زیرا نماز باید یک عمل فیزیکی باشد و باید اقامه شود نه فقط خواندن صرف. زیرا نماز انسان را به دنیای واقعی می آورد و او را از فضاهای آلفا و آلفا مانندها در می آورد. کسانی که در فضای آلفا بسر می برند و بدون قطع ارتباط با آن فضا، اقدام به خواندن نماز می کنند، نمازشان روی هواست و تاثیر گذار نیست. تماس با خدا باید عملی و آگاهانه باشد نه در حالت خلسه و توهم. عده ای از مردم امروزی نماز بجا نمی آورند و می گویند که نماز یک عمل فکری است و ما در فکر خویش نماز می خوانیم و نیازی به سجده و قیام نیست! این افراد می خواهند در همان حالت آلفا بسر برند و نمی خواهند بیرون بیایند و وارد دنیای واقعی شوند و احتمال انحراف این افراد بسیار بیشتر است.
جادوگران در زمانهای قدیم ابتدا بوسیله اشعار و توهمات و القاء ترس و وعده و وعید به مشتریان خویش، آنان را وارد حالت آلفای خود می کردند و در آن فضا فرد را برده خود می کردند. زیرا انسان فقط در حالت آلفا در تیررس مستقیم شیاطین قرار دارد. خدا خودش می فرماید که شیطان بر افرادی تسلط دارد که گمراه باشند (يَتَّبِعُهُمُ الغاوۥنَ).

سوره شعراء آیه 221 : هَل أُنَبِّئُكُم عَلى مَن تَنَزَّلُ الشَّيطينُ
ترجمه: آيا شما را آگاه كنم كه شياطين بر چه كسانی فرستاده می ‌شوند؟

آیه 222: تَنَزَّلُ عَلى كُلِّ أَفّاكٍ أَثيمٍ
ترجمه: آنها بر هر گناهکار دروغ پردازی نازل می شوند.

آیه 223: يُلقونَ السَّمعَ وَأَكثَرُهُم كذِبونَ
ترجمه: آنها وانمود می کنند که گوش فرا می دهند، ولی بيشتر آنها دروغگو هستند.

آیه 224: وَالشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الغاوۥنَ
و اما شاعران، فقط گمراهان از آنها پيروی می ‌كنند.

در آیه 224 خدای مهربان افرادی را گمراه (الغاون در عربی) اعلام نموده است که از شعراء (کسانی که احساسات دیگران را تحت تاثیر قرار می دهند) تبعیت می کنند. شعر در عربی فقط به معنای دو بیتی و غزل نیست ، بلکه به معنای هر آنچه که انسان را وارد احساسات و توهم و در نتیجه حالت آلفا کند هست. در آیه دیگری خدا می فرماید شیطان بر بندگان من تسلطی ندارد مگر گمراهان (الغاوین)

سوره حجر آیه 65:  إِنَّ عِبادى لَيسَ لَكَ عَلَيهِم سُلطانٌ إِلّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الغاوينَ
ترجمه: "تو بر بندگان من هيچ قدرتی نداری. قدرت تو محدود به گمراهانی است كه از تو پيروی می ‌كنند.

با توجه به دو آیه،
سوره شعراء آیه 224: وَالشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الغاوۥنَ
سوره حجر آیه 65:  إِنَّ عِبادى لَيسَ لَكَ عَلَيهِم سُلطانٌ إِلّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الغاوينَ

 انسانهای در حالت آلفا (الغاوین)  مستقیم در تیررس شیاطین هستند. پس براحتی میتوان نتیجه گرفت که شیطان در حالت آلفا افراد را در اختیار خویش می گیرد و دستورات خود را به آنان دیکته می کند. دانستن این نکته جهت مبارزه با حربه های شیطان بسیار مهم است. بسته به شدت فضای آلفا، فرد منطق و استدلال خویش را از دست میدهد ؛ مثلا کسی که میداند دزدی و غیبت و تهمت بد است، در فضای آلفا براحتی قابل توجیه است. در فضای آلفا قوانین هوای نفس حاکم است زیرا محل جولان شیاطین است. افرادی که پیش دعانویسها و رمالان می روند، به نوعی به این افراد روی آورده اند و به کسی غیر از خدا برای حل مشکلات خویش پناه می برند. فرد دعانویس با چرب زبانی و وعده و وعیدهای کلی فرد را جذب خود می کند و یواش یواش فرد بیچاره وارد کانال آلفای دعانویس میشود و از همانجا به بعد برده ذهنی دعانویس میشوند. به همین خاطر این افراد نه یکبار بلکه چندین بار دیگر هم به دعانویس مراجعه می کنند زیرا وابسته فکری دعانویس میشوند و به کانال آلفا عادت کرده اند. دعانویس هم حرفهای کلی و دلخوش کن به فرد ارائه می دهد (آنچه که فرد مراجعه کننده دلش می خواهد باشد).

خدا میفرماید که نزدیک نماز نشوید وقتی که حالت سکر (چیزی که عقل را می پوشاند) به شما دست داده است (لا تقربوا الصلوه و انتم سکری). زیرا سکر فرد را به آلفا میبرد و نماز در فضای آلفا بی فایده است. دقیقا به همین دلیل نماز خیلی از افراد، نماز واقعی نیست. زیرا آنها در حین انجام نماز هنوز در افکار ناگسسته خود هستند. وضو قبل از نماز یک عمل فیزیکی است و افکار قبلی فرد را به هم می ریزد و او را به دنیای واقعی می آورد. به همین دلایل کسانی که در افکار خویش غوطه ورند، در حین نماز باید حتما وضو را تجدید کنند.
غرق شدن در لذات جنسی براثر سریالهای تلویزیونی و ماهواره ای و تصاویر اینترنتی و فضای مجازی، کانالی از آلفا برای افراد ایجاد می کند که بعد از مدتی به آن عادت می کنند و بعد از مدتی برای لذت بردن از زندگی مشترک، باید ابتدا خود را به آن کانال برگردانند تا بتوانند دوباره لذت ببرند. به همین خاطر بعد از مدتی با شریک زندگی خویش تضاد پیدا می کنند و کارشان به عدم تفاهم می کشد. تعداد و تعدد کانالهای آلفا به اندازه تعداد شیاطین است و هیچوقت دو فرد در فضای آلفا به اتحاد نمی رسند. لذات موجود در فضای آلفا بسیار محدود و بی ارزش است. فرد با این کار خود را از آن همه نعمتهای خدادادی محروم میکند. افرادی که در کانال آلفا به سر می برند و غرق در آن میشوند؛ در همان لذت ممنوعه غرق میشوند و تمام زندگی خود را وقف آن میکنند. وقتی که یک فرد در لذات جنسی غرق شده است، در برخورد با محیط خویش ، چشم چران است و چشمانش در مقابل حوادث دیگر کور است. تعداد فضای آلفا بسیار زیاد است و همین تعدد باعث شده است که افراد گناهکار و غرق در توهمات هیچوقت یکدیگر را درک نمی کنند ، بجز در برخورد با اقلیتهای همچون خود. اما افراد باایمان در فضای خدا قرار دارند و در راه مستقیم خدا قرار دارند و همدیگر را درک می کنند و در خواب و خیالات و توهمات به سر نمی برند. گاهی توهمات یک کشور و ملت را به نابودی می کشاند. هیتلر با ایجاد توهم و حرفهای احساساتی آن همه را فریب داد و میلیونها را به کشتن داد.

شیطان به حوا و آدم وسوسه کرد که درخت  ممنوعه با ارزشتر از نعمتهای دیگر است و آن قدر وسوسه کرد تا که آنان را وارد کانال آلفا نمود و آنان در کانال آلفا مرتکب گناه بزرگ شدند  و از بهشت بیرون رانده شدند. در بهشت آن همه نعمت بود، شیطان همه آن نعمتها را بخاطر یک توهم و دروغ از آنان گرفت. چه خسران بزرگی!

سوره عصر: قسم به عصر. براستی انسان در خسران و زیان بسر می برد، مگر کسانی که ایمان بیاورند و عمل صالح انجام دهند و به طرف حق و صبر نصیحت کنند.

عده ای آنقدر در خواندن و مطالعه جملات قصار و رمانها غرق شده اند که ناخواسته و بدون آن که بفهمند وارد کانال آلفا شده اند. زیرا تفکرات آنان منجر به عمل صالح نمی شود و مطالعات آنان بی فایده است و بی بهره. مطالعه ای که منجر به عمل نشود، یعنی مطالعه شما براساس واقعیت نیست و شما هنوز در کانال آلفا بسر می برید و خودت خبر ندارید. بزرگترین مشکل جوانان عصر ما عمل نکردن به دانسته هاست. 
کسانی که وارد فاز آلفا میشوند، از آنجا که از حافظه سمت چپ خود بهره نمی برند و بیشتر احساسات و توهمات را دنبال می کنند، کم کم  دچار فراموشی و آلزایمر میشوند و حافظه سمت چپ آنان روز بروز ضعیفتر میشود. مشکل بزرگ بشریت این است که نمی خواهد تصمیماتش را براساس نیمکره سمت چپ اتخاذ کند. 
فضای آلفا باعث تضاد درونی افراد میشود، تضاد درونی باعث بروز بیماریهای گوناگون میشود. فضای آلفا هورمونهای زنانه و مردانه افراد را تغییر می دهد و نظم آنها را بهم می ریزد. زیرا بدن ما فقط برای زندگی در دنیای واقعی آفریده شده است و با فضای آلفا سازگار نیست و به همین خاطر افراد توهمی و گناهکار زود دچار مریضی میشوند. یک دانشمند اروپایی در قرن شانزده چندین ساعت  پاندول دار را در یک اتاق روی یک دیوار کنار هم قرار داد و پاندول آن ساعتها را به طور ناهماهنگ با هم بکار انداخت. بعد از یک روز یواش یواش پاندول آن دو ساعت با همدیگر هماهنگ شدند. در سال 1665 میلادی دانشمندان از مشاهده پدیده عجیبی خبر دادند؛ دو ساعتی که از یک دیوار آویخته شده باشند، هر چند در ابتدا جهت مخالفی داشته باشند در نهایت هماهنگ می شوند. با توجه به این مثال که فیزیکی بود، میتوان متوجه شد که موسیقی و ریتمهای موسیقی و فیلم بر روی بینندگان و شنوندگان خود تاثیر مستقیم دارند. کافی است که افراد در آن موسیقی ها و فیلمها غرق شوند تا وارد کانال آلفا شوند. حتی زنانی که در محیطهای خانوادگی به غیبت و مسخره کردن افراد دیگر می پردازند، بعد از مدتی سیکل قاعدگی آنان مثل هم میشود. زیرا هورمونهای زنانه آنان به علت غرق شدن در توهمات و گناه تغییر می کند. غرق شدن در موسیقی های ریتمیک باعث میشود که فرکانسهای مغز تغییر یابد و فرد را در حالات آلفا قرار می دهد.
 یک سریال تلویزیونی که هر روز وقت می گذارید و آن را نگاه می کنید، در واقع دارید با آن سریال زندگی می کنید و ناخودآگاه در کانال افکار آن فیلم قرار می گیرید و بعد از مدتی منطق و استدلال خویش را در مورد وقایع خیانت و روابط غیراخلاقی از دست می دهید. ناخودآگاه فضای خانواده پر از تنش می شود.

راهکارهای مبارزه با کانالهای آلفا:
1.     جهاد با نفس اماره یکی از راهکارهای مهم برای دوری از کانالهای آلفاست.

2.     اگر وسوسه های از طرف شیطان به شما روی آورد، فورا به خدا پناه ببرید
سوره فصلت آیه 36: وَإِمّا يَنزَغَنَّكَ مِنَ الشَّيطٰنِ نَزغٌ فَاستَعِذ بِاللَّهِ إِنَّهُ هُوَ السَّميعُ العَليمُ
هرگاه شيطان تو را به چيزی وسوسه کند، به خدا پناه بر. اوست شنوا، دانای مطلق.

3.     مقابله با وسوسه شیاطین
سوره اعراف آیه 201 :  إِنَّ الَّذينَ اتَّقَوا إِذا مَسَّهُم طٰئِفٌ مِنَ الشَّيطٰنِ تَذَكَّروا فَإِذا هُم مُبصِرونَ
كسانى كه پرهيزكارند، هرگاه شيطان با ايده اى به آنها نزديك مى شود، به ياد مى آورند و در اثر آن بينا مى شوند.
4.      
سوره زخرف آیه 36 : وَمَن يَعشُ عَن ذِكرِ الرَّحمٰنِ نُقَيِّض لَهُ شَيطٰنًا فَهُوَ لَهُ قَرينٌ
هر كس پيام بخشنده ترين را ناديده بگيرد، ما برای او شيطانی تعيين می كنيم تا همزاد دائمی او باشد.
5.      
سوره رعد آیه 28 : الَّذينَ ءامَنوا وَتَطمَئِنُّ قُلوبُهُم بِذِكرِ اللَّهِ أَلا بِذِكرِ اللَّهِ تَطمَئِنُّ القُلوبُ
آنها کسانی هستند که با ياد خدا دل هايشان شاد می شود. مسلماً، با ياد خدا دل ها به وجد می آيند.
6.      
با توجه به دو آیه،
سوره شعراء آیه 224: وَالشُّعَراءُ يَتَّبِعُهُمُ الغاوۥنَ
سوره حجر آیه 65:  إِنَّ عِبادى لَيسَ لَكَ عَلَيهِم سُلطانٌ إِلّا مَنِ اتَّبَعَكَ مِنَ الغاوينَ

براحتی میتوان متوجه شد که توهم و احساسات بزرگترین طریقه برای انحراف افراد بوسیله شیطان است. لذتهای دنیوی زیادی در دنیای امروزی وجود دارد شامل اشعار و فیلمهای سینمایی و رمان و جملات قصار و سریالهای تلویزیونی و شبکه های اجتماعی و مواد مخدر و مشروبات الکلی و ... که مردم را به فضای آلفا می برند و طبق دو آیه بالایی شیطان بر بندگان خدا مسلط نیست ؛ مگر اینکه بوسیله توهم و احساسات در کانال آلفا قرار گرفته باشند. نماز و روزه و زکات و حج چهار علامت و چراغ خدا هستند که بر سر راه مستقیم خدا قرار دارند تا که مردم از خط اصلی و مستقیم خدا خارج نشوند و وارد کانالهای آلفای کمین گرفته در سر راه نشوند. بزرگترین دلیل تمایل به توهم و فضاهای آلفا، فرار از واقعیت و تغییر واقعیت آنجوری که هوای نفس می خواهد، است. 


8/11/2012

از شر شيطان رانده شده به خدا پناه مي برم
به نام خدا بخشنده مهربان

با سلام

از آنجا اين وبلاگ فيلتر شده است و در ايران قابل دسترسي نيست
از اين به بعد مطالب را در وبلاگ جديد ادامه خواهم داد.



رمضان سال 2012
اسعد حسيني


12/15/2009

بنام خدا بخشنده مهربان


واسطه قراردادن در پرستش و نیایش

بيشتر گفته هاي زير در يكي از گفتمانها در جواب تعدادي از كاربران گفته شده است. كاربراني كه سعي مي كردند خواندن غير خدا را توجيه كنند. نيت خويش را پاك كنيد و با دقت به همه دلايل توجه فرمائيد :


قسمت اول : فایل آکروبات

قسمت دوم : فایل آکروبات

قسمت سوم : فایل آکروبات

قسمت چهارم : فایل آکروبات

قسمت پنجم : فایل آکروبات

10/11/2009

دعا و واسطه


در دعاها بين خدا و انسان نبايد كسي و يا چيزي واسطه شود. اين سختترين آزمايشي است كه براي يك انسان در نظر گرفته ميشود. بعضي كارها بايد با يك واسطه و وسيله انجام پذيرد ، اما تعدادي كار اصلي هست كه بايد بدون واسطه انجام پذيرد. با يك مثال موضوع را مي شكافيم . تصور كنيد كه شما براي آموزش رانندگي ثبت نام كرده ايد. در اين حالت وسايلي براي آموزش شما در نظر گرفته ميشود. از جمله اينكه يك اتومبيل ساخته شده است. يك مربي براي اين كار آموزش ديده شده است. ساعت مشخصي براي اين كار در نظر گرفته شده است. كمربند ايمني بايد استفاده كنيد و ...اينها وسيله اند براي آموزش شما. اما نكته اصلي اين است كه شما بايد خودتون پشت فرمان بنشينيد و خودتون رانندگي كنيد. اگر مربي يكي ديگر را بياورد و پشت فرمان بنشاند و بخواهد از طريق اين واسطه رانندگي را به شما ياد دهد ، هيچوقت نخواهد توانست و شما هم هيچوقت ياد نخواهيد گرفت. در واقع آن همه وسيله و امكانات براي اين بود كه شما خودت پشت فرمان بنشينيد و مستقيما خودت رانندگي كنيد. در مورد دعا هم همينطور است. پيامبران آمدند تا ما را به راه راست راهنمايي كنند ، تا راه درست خداپرستي را به ما نشان دهند. تمام نعمتهاي دنيا در اختيار انسان قرار داده شده است. براي چي ؟ براي اينكه ما خودمون مستقيما و بدون واسطه خدا را بخوانيم. هدف خواندن خداست بدون واسطه. هدف اصلي نبايد گم شود. شيطان ملعون در گيرو دار و شلوغي روزگار ميخواهد هدف اصلي را كم اهميت جلوه دهد و آن را گم کند.

متاسفانه خيلي از انسانها شكرگذار خدا نيستند و در جريان اصلي زندگي خدا را فراموش مي كنند. در جريان معمولي زندگي از واسطه هاي خويش طلب كمك مي كنند ، براي آنان قرباني و نذر مي كنند . اما همينكه به يك مشكل جدي برخوردند ، آنوقت فقط خدا در ذهنشان مي ماند و آنموقع فقط از خدا طلب كمك مي كنند و دعاهايشان خالص به خدا تعلق مي يابد. اما آنموقع چه فايده اي دارد؟ آيا تا بحال شده كه در حين غذا خوردن لقمه تو گلوتون گير كند. در آن حالت كه مرگ را با چشمهاي خويش ميبيند! در اين حالت انسان خالصانه خدا را در نظر ميگيرد و تمام واسطه ها يهو گم ميشوند. اما چرا نبايد اين خالصانه خواندن خدا در همه وقتها باشد. چرا بايد فقط در زمان خفه شدن باشد! واقعا چرا انسان اين حس زيباي يكتاپرستي را بايد به لحظات مرگ و لقمه در گلو گيركردن بيندازد ، آيا واقعا مايه تاسف نيست!

سوره يونس آيه 22و23و24و25

22 اوست كه شما را در سراسر خشكی و دريا حركت می دهد. شما در كشتی ها سوار می شويد و آنها به آرامی در نسيمی دلپذير حركت می كنند. سپس، در حالی كه در آن شادمان هستند، بادی سخت می وزد و امواج از هر طرف آنها را در بر می ‌گيرد. در اين هنگام است كه آنها از خدا درخواست می کنند. دعاهای خود را خالصانه فقط به او اختصاص می دهند: "اگر تو فقط اين بار ما را نجات دهی، تا ابد سپاسگزار خواهيم بود."

۲۳ اما همين كه آنها را نجات می دهد، در زمين تعدی می كنند و با حقيقت مخالفت می نمايند. ای مردم، ستمكاریتان فقط عليه نفس خودتان است. شما سرگرم زندگی مادی اين دنيا شده ايد، سپس بازگشت نهايی شما به سوی ماست، آنگاه ما شما را از تمام اعمالی كه انجام داده بوديد، آگاه می كنيم.

۲۴ مثال زندگی اين دنيا مانند اين است: ما آب را از آسمان فرو می فرستيم تا با آن انواع گياهان را از زمين برويانيم و برای مردم و حيوانات غذا فراهم كنيم. سپس، درست هنگامی كه زمين كاملاً آراسته شده است و مردم آن فكر می كنند كه آن را تحت كنترل دارند، حكم ما در شب يا روز* فرا می رسد، آن را كاملاً خشك و بدون محصول باقی می گذارد، چنانكه گويی روز قبل چيزی وجود نداشته است. ما آيات را اين چنين برای مردمی كه تفكر می ‌كنند، توضيح می دهيم.

۲۵ خدا به سرای صلح دعوت می كند و هر كه را بخواهد، در راه مستقيم هدايت می نمايد.

چرا معمولا دعاهاي انسان در لحظات آخر مستجاب ميشود؟

با توجه به مطالب بالا جواب اين سوال خيلي ساده است. زيرا انسان در طول زندگي از طريق واسطه ها طلب كمك ميكند ، اما همينكه مشكلش جدي شد ، خودش شخصا متوجه ميشود كه فقط خدا همه كاره است ، خودش شخصا متوجه ميشود كه فقط خدا صداي همه را مي شنود ، خودش شخصا متوجه ميشود كه فقط خدا همه را ميبيند ؛ دراين حالت خالصانه خدا را ميخواند و دراين حالت است كه خدا دعايش را مستجاب مي كند. جالب اين است كه با اين تجربه ، چنين انساني بعد از نجات يافتن ، دوباره به سراغ همان عادت اولي ميرود. وا اسفا!!! خداي مهربان توانا ميفرمايد :

ادعوني استجب لكم ، اما چرا دعاهاي خيلي ها مستجاب نميشود ؟ زيرا خالصا براي خدا نيست. اگر دعا خالص باشه ، طبق وعده خدا حتما برآورده ميشود (ادعوني استجب لكم).

7/26/2009

دين تسليم

مسلمانان سنتي هميشه از خود مي پرسند كه آيا اديسون به بهشت مي رود يا به جهنم مي رود؟ چنين سوالي نشان از عدم آشنايي آنان با اسلام دارد. از نظر مسلمانان سنتي اسلام دين شناسنامه اي است ، بنابراين كسي كه ريا مي كند و دزدي مي كند و هزار كار بد ديگر انجام مي دهد ، همچنان مسلمان است. از نظر قرآن اسلام ربطي به فرقه مادرزادي ندارد پس ميتوان مسيحي مسلمان ، بودايي مسلمان و مسلمان مسلمان بود و همچنين مي توان مسيحي كافر ، مسلمان كافر بود. كلمه اولي (مسلمان – مسيحي -بودايي) فقط يك لقب است و كلمه دومي (مسلمان - كافر) نشان دهنده دين تسليم است كه خدا از پيامبران به ما رسانده است و دين تمامي پيامبران بوده است. هر كسي مي تواند بدون اعلان قبلي مسلمان باشد ، صرف نظر از فرقه مادرزادي . در واقع مسلمان يعني كسي كه در مقابل آيات خدا تسليم شده است و نبايد در مقابل نشانه هاي خدا جبهه گيري كند. اگر كسي شما را به طرف خدا خواند آيا شما در مقابل او جبهه گيري مي كنيد؟ آيا شما او را دشمن خود و يا عامل دشمن مي دانيد؟ اگر كسي به شما گفت كه فقط خدا را بخوانيد آيا به او جواب رد مي دهيد؟ و او را دشمن كشورت معرفي مي كنيد؟ اگر اين كار را بكنيد نشان از اين دارد كه خدا را نشناخته ايد و دل به فرقه مادرزادي بسته ايد و در واقع و بسيار جدي تو فقط اسما مسلمان هستي و به هيچ وجه تسليم خدا نيستي. بنابراين ميزان تسليم بودن و تغيير پذيري است كه تعيين مي كند كه كي مسلمان است و كي مسلمان نيست. تسليم بودن در مقابل نشانه هاي خدا نفس را پرورش ميدهد و جبهه گيري در مقابل آيات خدا نفس را سقوط مي دهد. مقدار پاكي نفس است كه تعيين مي كند كه كي به بهشت مي رود و كي نمي رود. بنابراين اگر اديسون آدم تسليم پذيري در مقابل نشانه هاي نشان داده شده به او بوده است ، مطمئنا خدا هم به او رحم خواهد كرد. آيات خدا فقط قرآن نيست ، بلكه طبيعت و سرگذشت اقوام گذشته هم جزو نشانه هاي خدا هستند. خدا نشانه ها را مي رستد تا مردم را از خواب غفلت بيدار كند. خدا در قضاوتهايش به فرقه مادرزادي توجه نمي كند و اين دقيقا نكته اي است كه مسلمانان سنتي را به شدت عصباني و ناراحت كرده است زيرا اندوخته فرقه اي آنان بر باد مي رود. البته آنان فكر مي كنند كه بهترين فرقه و مقدسين را دارند. اين همان خيال باطل است كه شيطان به آنان وعده داده است. مقدار تغيير پذيري و عكس العمل در مقابل نشانه هاي خداست كه تعيين كننده نفس است. هر زمانه اي هم براي خود نشانه هاي بخصوصي دارد مختص به آن زمان كه هميشه جديد است. انجام كار خوب بايد در جهت پرورش و پاكي نفس باشد و الا فايده اي ندارد. زيرا ممكن است انجام كار خوب براي ريا باشد ، كه در آن صورت ، آن كار خوب نفسا خوب نيست ، فقط در ظاهر خوب است. مثلا در عمل قرباني كردن حيوانات ، چنين نكته اي مورد نظر خداست. اگر قرباني براي خدا باشد ، در آن صورت اين عمل پذيرفته خواهد شد ؛ اما اگر قرباني براي غير خدا (مثلا قمر بني هاشم) باشد ، در اين صورت عمل قرباني كردن هيچ گونه ارزشي نخواهد داشت ، حتي اگر گوشت يك كشور را هم تامين كرده باشد. هر كسي در طول دوران زندگي با نشانه هايي از طرف خدا روبرو مي شود ، خدا هم آن فرد را براساس آن نشانه ها آزمايش خواهد كرد و ميزان تسليم بودن او را مي سنجد.

برادر مسلمان ، خواهر مسلمان :

كسي به جز خدا را نخوانيد و به جز نام مبارك خدا كسي را در ادعيه و نمازهاي خويش ذكر نكنيد ، حتي اسم پيامبر . اين آزمايش خداست براي شما. مي دانم كه سخت است كه از آن دست بكشيد و با اين كار خيلي از پيش فرضهاي ذهني شما به هم مي ريزد ولي واقعا با نيت پاك و خالصانه به شما مي گويم كه اين پيام خداست براي شما. شما اگر بتوانيد از خواندن غير خدا در ادعيه و نمازها و ساير شعائر دين دوري كنيد ، نشان از پاكي نفس شما دارد و به اين طريق قدم بزرگي در راستاي تزكيه نفس خويش برداشته ايد. اما اگر شما نتوانيد چنين كاري كنيد و مدام بحث شفاعت و توسل را پيش بكشيد و سعي كنيد اعمال غلط فرقه مادرزادي خويش را توجيه كنيد و از آن دفاع كنيد ، نفس خويش را سقوط داده ايد و اين به ضرر خود شماست . شما در سختي ها خدا را به ياد مي آوريد. مثلا در گرد و خاك اخير در ايران ‏، آن را به خدا نسبت مي داديد و مي گفتيد كه اين كار خداست و مثلا نمي گفتيد اين كار امام علي است! پس چرا در خوشي ها ‏، همه كارها و نعمتها را به خدا نسبت نمي دهيد و فقط از او طلب كمك نمي كنيد و براي خدا واسطه تعريف مي كنيد؟ پيامبر و علي هرچقدر كه آدمهاي بزرگي هم باشند ، باز هم ذره بسيار ناچيزي در اين كره خاكي بودند. همين كره خاكي كه در آن زندگي مي كنيم ذره بسيار ناچيزي است در منظومه شمسي و منظومه شمسي هم ذره بسيار ناچيزي است در آسمان اول. آسمان يكم هم در مقابل شش آسمان ديگر اصلا به حساب نمي آيد. خدايي كه اين نظم و كائنات را آفريده است بزرگ است؟ يا واسطه هايي كه شما در ادعيه خويش مي خوانيد؟ آيا خداي مهربان توانا كه اين سيستم فوق العاده بزرگ را رهبري و خلق كرده است بزرگ است يا مقدسين شما؟ اين حقه شيطان است براي دور كردن شما از خدا. شيطان با اين كار شما را به سمت جهنم سوق مي دهد. من فقط وظيفه ام گفتن بود و بقيه اش با خود شماست. از همين حالا به فكر خويش باشيد ، فردا دير است ، شايد ديگر فردايي نباشد.

7/23/2009

خدا بي همتاست

گرد و غبار آسمان ايران و بعضي كشورهاي مسلمان را آلوده كرده است و اين مي تواند علامتي باشد از طرف خدا براي بيدار كردن اين ملتها. ملل مسلمان آنقدر در خواب غفلت فرو رفته اند كه به طور كلي خدا را فراموش كرده اند. معمولا در بين مسلمانان رسم است كه هر كي جمله لا اله الا الله را گفت، يكتاپرست است. مسلمانان سنتي فكر مي كنند كه اسلام يك شهر است و با گفتن جمله لا اله الا الله وارد آن شهر مي شوند و به اين طريق متعلق به آن شهر مي شوند و يكتا پرست مي شوند. درحالي كه يكتاپرستي طريقه زندگي است نه يك لقب. با صرف گفتن لا اله الا الله ، نمي توان يكتاپرست شد. يكتاپرستي يك لقب يا كنيه نيست كه بتوان به يك فرد يا گروه چسپاند، يكتاپرستي طريقه زندگي است و در واقع يكتاپرستي زندگي براي خداست؛ در طول زندگي بايد خداپرست بود نه فقط در ابتدا وانتهاي آن. خيلي ها در عنفوان جواني نماز به جا نمي آورند و اصلا زكات را به ياد نمي آورند اما فكر مي كنند كه خداپرستند. خدا در زندگي آنان نقش ناچيزي دارد و فقط بعضي مواقع در حوادث و اتفاقات ، خدا را به ياد مي آورند. اين افراد در زندگي موفق نيستند و خيلي به ندرت سرانجام خوبي خواهند داشت. زماني كه هوا لطيف و خوب است و از طبيعت خوبي بهره مندند ، خدا را به ياد نمي آورند ؛ اما همينكه هوا غبارآلود شد آنوقت به فكر خدا مي افتند و مي گويند : اين كار خداست! در واقع با اين حرف ميخواهند بگويند كه بقيه كارها مال خدا نيست! هميشه تصادفات و وقايع و بلاياي طبيعي را به خداي يكتا نسبت مي دهند و بقيه كارها و نعمتها و خوشي ها را به خود نسبت مي دهند. در تصادفات و بلايا خدا را به خاطر مي آورند اما همينكه بلا رفع شد ؛ دوباره خدا را فراموش مي كنند .

[10:22] اوست كه شما را در سراسر خشكي و دريا حركت مي دهد. شما در كشتي ها سوار مي شويد و آنها به آرامي در نسيمي دلپذير حركت مي كنند. سپس، در حالي كه در آن شادمان هستند، بادي سخت مي وزد و امواج از هر طرف آنها را در بر مي گيرد. در اين هنگام است كه آنها از خدا درخواست مي کنند. دعاهاي خود را خالصانه فقط به او اختصاص مي دهند: "اگر تو فقط اين بار ما را نجات دهي، تا ابد سپاسگزار خواهيم بود."

[10:23] اما همين كه آنها را نجات مي دهد، در زمين تعدي مي كنند و با حقيقت مخالفت مي نمايند. اي مردم، ستمكاريتان فقط عليه نفس خودتان است. شما سرگرم زندگي مادي اين دنيا شده ايد، سپس بازگشت نهايي شما به سوي ماست، آنگاه ما شما را از تمام اعمالي كه انجام داده بوديد، آگاه مي كنيم.

بله در مواقع بلا و ناخوشي مانند غبارآلود بودن هوا ، همه كارها را به خدا اختصاص مي دهند و خيلي واضح مقدسين خويش را فراموش مي كنند و دعاهاي خويش را خالصانه به تنها خدا اختصاص مي دهند و مي گويند كه خدايا اگر اين بلا را از ما دور كني ، تا ابد غير تو را نخواهيم خواند. اما همين كه خدا آنها را نجات مي دهد و بلا را دور مي كند و هوا خوب و لطيف مي شود، در زمين تعدي مي كنند و با حقيقت مخالفت مي نمايند و غير خدا را وارد دعاهاي خويش مي كنند! درست است كه بلاهاي طبيعي با قوانين علمي كار مي كند اما همه چيز تحت كنترل خداست. خدا هشدارهاي خويش را بوسيله همين قوانين طبيعي اعلام مي كند.

اي مردم ايران، اعمال شما فقط عليه نفس خودتان است.اينكه غير خدا را مي خوانيد و از غير خدا تقاضاي كمك مي كنيد فقط عليه نفس خودتان عمل كرده ايد . اين خود شما هستيد كه ضرر مي كنيد و از نعمت جاودان بهشت محروم خواهيد شد. زندگي مادي دنيا چيزي نيست و بسيار حقير است. شما سرگرم زندگي مادي اين دنيا شده ايد، بازگشت نهايي شما به سوي خداست، آنگاه خدا شما را از تمام اعمالي كه انجام داده بوديد، آگاه مي كند. دوست عزيز ايراني شما بايد خودت به فكر نفس خويش باشيد. تو خودت مسئول خودتي. آخرتت دست خودته. آخرت تو دست حكومت يا حزب خاصي نيست. تو مي تواني آخرت خويش را با نخواندن غير خدا در دعاها و شعائر روزانه تضمين كنيد. اين وبلاگ به حزب و گروه خاصي تعلق ندارد و عاري از هر گونه تعصبات فرقه اي است ، مطالب اين وبلاگ فقط خدا را در نظر مي گيرد و اسلام راستين را معرفي مي نمايد؛ حتما ساير مطالب وبلاگ را نيز مطالعه كنيد ؛ اين پيامي است از طرف خداي يكتا براي شما. بنابراين اين هشدارها را جدي بگيريد و از همين حالا به فكر خويش باشيد، فردا دير است شايد ديگر فردايي نباشد.

4/05/2005

خيال خام


همه اديان بوسيله ساخته هاي شيطاني و رسم و رسومات ابداعي به فساد كشيده شده اند و اين در حالي است كه پيروان هر مذهبي خود را نجات يافته ميشمارند. مسيحيها تنها راه نجات بشريت را پلي به اسم مسيح ميدانند شيعه ها اعلام ميداند كه هركسي ولايت علي را قبول نكند گمراه است و به اين طريق بهشت از آن كساني است كه در جهت ولايت خاندان علي خودي نشان دهند سنيها ميگويند كه تنها يك فرقه نجات ميابد و آن هم فرقه اهل سنت و جماعت است و بقيه گمراهند و همينطور براي ساير فرقه ها ادامه دارد.
سوالي كه ممكن است پيش بيايد اين است كه آيا واقعا خدا طبق اين فرقه ها در آخرت قضاوت خواهد كرد؟ آيا واقعا غير معتقدان به ولايت علي به جهنم خواهند رفت؟ آيا كساني كه خود را جزو فرقه اهل سنت و جماعت معرفي نكنند گمراهند؟ آيا كسي كه مسيح را پل شتشوي گناهان فرض نكند از مغفرت الهي محروم است؟
پيروان اين فرقه ها به طور خيلي ساده اعلام ميدارند كه معيار قضاوت خدا فرقه گرائي است و در نهايت خدا را طرفدار فرقه خود ميدانند و در اين مورد احاديث فراواني در كتابهاي حديثشان موجود است.بعضي از پيروان اين فرقه ها خود را تافته جدا بافته به حساب مياورند مثلا پيروان شيعه وسني با چشم حقارت به مسيحيان نگاه ميكنند و همچنين ديد پيروان شيعه نسبت به سني و برعكس همينطور است.جالب است كه غرور در پيروان اين فرقه ها فقط محدود به برون فرقه اي نيست بلكه در داخل خود هم دچار اين توهم شده اند.تعدادي از آنان خود را حاجي و مشهدي و كربلايي و سيد و ... معرفي ميكنند و براي خود در جامعه موقعيتي كسب كرده اند و طبق آن موقيعت امكاناتي يافته اند!.
كساني كه كه خود را شيعه مينامند از اينكه آنان را شيعه خطاب كنيد در پوست خود نميگنجند و چنان به فرقه خود خو گرفته اند كه تمام فكر و ذكرشان افزايش تعداد آماري شيعيان است . و همچنين كساني كه خود را اهل سنت و جماعت ميخوانند از اينكه خود را اهل سنت و جماعت ميخوانند خيلي خوشحال ميشوند! و به آن افتخار ميكنند و خدا را طرفدار فرقه خود فرض ميكنند.

اين خيالات خام از خصوصيات فرقه گرائي است و شيطان با اين وسيله آنان را گمراه ميكند.شيطان از طريق القاء غرور به آنان اهدافش را تكميل ميكند.
معيار خدا فرقه گرائي نيست بلكه معيار خدا ميزان تسليم بودن است.فقط تسليم شدگان نزد خدا نجات ميابند ممكن است در هر ديني تسليم شدگاني وجود داشته باشد. ممكن است اين تسليم شدگان مسيحي يهودي مسلمان بودايي و يا زرتشتي و ... باشند اين تسليم شدگان همگي ديني را تشكيل ميدهند به نام "اسلام" . و اين دين تنها دين قابل قبول نزد خداست. اين دين "اسلام" با دين اسلامي كه در حال حاضر اسما مرسوم است فرق ميكند. زيرا دين اسلام مرسوم در حقيقت دين نيست بلكه مجموعه اي است متشكل از چندين فرقه مختلف.
دين اسلامي كه نزد خدا قابل قبول است دين تسليم شدگان به آيات خداست. پيروان آن دين تابع فرقه مشخصي نيستند بلكه همه مومنان در سراسر دنيا يك دين قابل قبول به نام تسليم را تشكيل ميدهند. همانطور كه از آخرين پيغام خدا (قرآن) انتظار ميرود يكي از موضوعات برجسته قرآن دعوت همه مومنان به وحدت است. فرق گذاشتن بين رسولان خدا منع شده است ما مجاز نيستيم بين عيسي و محمد و بودا و ... فرق قائل شويم . اگر موضوع پرستش يكي باشد در ميان همه مومنان وحدت مطلق حكمفرما خواهد بود صرف نظر از ديني كه با آن خود را ميخوانند.تعصب نشان دادن نسبت به انسانهاي بي قدرتي مثل عيسي محمد و ... و خود را وقف آنان كردن باعث جدايي نفرت و جنگهاي تلخي در ميان مومنان گمراه شده است. برخلاف مومنان گمراه مومنان هدايت شده فقط خود را وقف خدا ميكنند و هيچوقت خود را طرفدار عيسي و محمد و ... معرفي نميكنند بلكه به همه رسولان خدا ايمان مياورند. مومنان هدايت شده از دين مومنان ساير اديان كه خود را وقف فقط خدا ميكنند خوشحال ميشوند بدون در نظر گرفتن اسمي كه آن مومنان دين خود را با آن ميخوانند.

احتمالا فرق بين دين "تسليم واقعي" و "اسلام مرسوم" در جامعه مشخص شد.

خداي مهربان اعلام ميدارد كه مومنان از هر ديني نجات ميابند.

[2:62] ان الذين ءامنوا والذين هادوا والنصرى والصبءين من ءامن بالله واليوم الاءخر وعمل صلحا فلهم اجرهم عند ربهم ولا خوف عليهم ولا هم يحزنون
[2:62] مسلما، کساني که ايمان دارند، يهوديان، مسيحيان و تازه به دين گرويدگان؛ هر کس که (1) به خدا ايمان دارد و (2) به روز آخر ايمان دارد و (3) زندگي پرهيزكارانه اي را در پيش مى گيرد، پاداش خود را از جانب پروردگار خود دريافت خواهد کرد. ايشان نه از چيزي بترسند و نه اندوهگين خواهند شد.

چيزي كه بر اين نكته صحه ميگذارد اين است كه :
آيا اگر شما بودايي بودي باز هم نسبت به شيعه تعصب نشان ميدادي! ؟ امكان داشت كه ما مسيحي باشيم آيا باز هم خود را تابع ولايت علي معرفي ميكرديم؟ اگر شما در كشور چين زندگي ميكرديد آيا باز هم شيعه بودي؟ اگر پدر و مادر شما افريقايي بودند چطور؟
سوالي كه بايد جواب داده شود اين است كه پس چرا اينقدر نسبت به فرقه خود آتشي هستيد؟ مگر خدا اين را از تو خواسته است؟ پس چرا تمام زندگي و وقت خود را وقف دفاع از فرقه ات ميكني؟
هركسي در سطح خود آزمايش ميشود آن چيزي كه نزد خدا مورد محاسبه قرار ميگيرد نفس است هركدام از ما ماسكي در صورت دارد كه دقيقا مطابق نفس اصلي ما نيست زماني كه بميريم آن ماسك برداشته ميشود و چهره اصلي ما بروز ميكند. آن چيزي كه نزد خدا اعتبار دارد نفس واقعي ماست نه شخصيت رياكار ماسك به صورت ما !
آن چيزي كه براي قضاوت به طرف خدا برميگردد نفس است. فقط نفسهايي نجات ميابند كه خود را به تنها خدا اختصاص داده باشند.

[89:27] يايتها النفس المطمئنة
[89:28] ارجعي الى ربك راضية مرضية
[89:29] فادخلي في عبدي
[89:30] وادخلي جنتي

[89:27] و تو، اي نفس قانع.
[89:28] به سوي پروردگارت بازگرد، راضي و رضايت بخش.
[89:29] خوش آمدي در زمره خدمتگزاران من.
[89:30] خوش آمدي به بهشت من.

كساني كه نفس خود را با ماسك ميپوشانند مثل كساني كه خود را حاجي و مشهدي و سيد و .... ميخوانند و سعي در پرهيزگار نشان دادن خود دارند نزد خدا جايي ندارند .

[53:32] الذين يجتنبون كبئر الاثم والفوحش الا اللمم ان ربك وسع المغفرة هو اعلم بكم اذ انشاكم من الارض واذ انتم اجنة في بطون امهتكم فلا تزكوا انفسكم هو اعلم بمن اتقى
[53:32] آنها جز خطاهاي كوچك، از گناهان بزرگ و ستمكاري دوري مي كنند. بخشش پروردگار تو بي اندازه است. او از زماني كه شما را از زمين پديد آورد و از وقتي كه به صورت رويان در شكم مادرانتان بوديد، از شما كاملا آگاه بوده است. بنابراين، خودتان را بالا نبريد؛ او از پرهيزكاران کاملا آگاه است.

[4:49] الم تر الى الذين يزكون انفسهم بل الله يزكي من يشاء ولا يظلمون فتيلا
[4:49] آيا توجه کرده اي به آنان که خود را بالا مي برند؟ در حالي که، خداست که هر کس را بخواهد بالا مي برد، بدون کوچک ترين بي عدالتي.

بعضي از آنان فكر ميكنند همينكه حاجي و سيد و .. هستند كافيست . شما اگر فردي كاملا با ايمان باشيد و داراي تمام محاسن اخلاقي هم باشيد مادام كه خود را شيعه و يا سني خطاب نكنيد هيچ شيعه اي و (يا سنيي ) تورا نخواهد پذيرفت.
واقعا ماچرا براي دين خود ماسك و القاب و عناوين قرار داده ايم ؟ چرا فكر ميكنيم بايد از طريق مقدسين به خدا رسيد ؟ چرا كساني كه در جامعه ما به افراد مذهبي مشهورند ساده ترين مسائل اخلاقي را هم رعايت نميكنند؟

مومنان كساني هستند كه به خداي يكتا ايمان دارند و تنها اورا پرستش ميكنند صرف نظر از فرقه و قوم مادرزاديشان.
جهت فهميدن صفات مومنان نگاهي به سوره مومنان بيندازيم. در آنجا در چندين آيه اول وصف مومنان ذكر شده است.

[23:1] قد افلح المؤمنون
[23:2] الذين هم في صلاتهم خشعون
[23:3] والذين هم عن اللغو معرضون
[23:4] والذين هم للزكوة فعلون
[23:5] والذين هم لفروجهم حفظون
[23:6] الا على ازوجهم او ما ملكت ايمنهم فانهم غير ملومين
[23:7] فمن ابتغى وراء ذلك فاولئك هم العادون
[23:8] والذين هم لامنتهم وعهدهم رعون
[23:9] والذين هم على صلوتهم يحافظون
[23:10] اولئك هم الورثون
[23:11] الذين يرثون الفردوس هم فيها خلدون


[23:1] به راستي که مؤمنان موفق هستند؛
[23:2] آنها كساني هستند كه در حين ارتباط با خدا خاشع و متواضع هستند.
[23:3] و از سخنان بيهوده اجتناب مي ورزند.
[23:4] و زكات خود را مي دهند.
[23:5] و نجابت خود را حفظ مي كنند.
[23:6] آنها فقط با همسران خود، يا كساني كه قانونا متعلق به آنها هستند، رابطه جنسي دارند؛ آنها مورد سرزنش قرار نمي گيرند.
[23:7] کساني که از اين حدود بگذرند، متجاوزند.
[23:8] هرگاه امانتي به آنها سپرده شود و يا به هر توافقي برسند، قابل اعتمادند.
[23:9] آنها مرتبا نمازها (ارتباط با خدا) را به جا مي آورند.
[23:10] چنين هستند وارثان.
[23:11] آنها وارث بهشت خواهند بود، جايي كه در آن جاودان بمانند.


چيزي كه به چشم ميخورد كلمه صلات است. زيرا كه يكي از اوصاف مومنان در تمام اديان در سراسر جهان ارتباط با خداست. در اينجا براي روشن شدن موضوع فرق دو كلمه "الصلوة" و "صلات" را ذكر ميكنيم:
هردو كلمه به معناي دعاي ارتباطي است. هركجا كه نماز به صورت "الصلوة" ذكر شده است (داراي "ال"و "و") منظور نماز مشخصي است كه از ابراهيم به ما رسيده است (شامل 17 ركعت در شبانه روز). حروف "ال" كه در اول آن ذكر شده است نشانه اين است كه اين نماز داراي حركات و كلمات مشخصي است.

[5:58] واذا ناديتم الى الصلوة اتخذوها هزوا ولعبا ذلك بانهم قوم لا يعقلون
[5:58] هنگامي که به نماز فرا مي خوانيد، آن را به مسخره و ريشخند مي گيرند. اين براي آنست که آنها مردمي هستند که نمي فهمند.

اما هركجاي قرآن كلمه به صورت "صلات" ذكر شده است منظور دعاي ارتباطي است كه هر فردي با آن با خداي خويش ارتباط برقرار ميكند. به همين خاطر اين كلمه در قرآن هميشه همراه ضمير مفعولي ذكر ميشود مثل (صلاتهم صلاته و ...).

[11:87] قالوا يشعيب اصلوتك تامرك ان نترك ما يعبد ءاباؤنا او ان نفعل في امولنا ما نشؤا انك لانت الحليم الرشيد
[11:87] آنها گفتند: "اي شعيب، آيا دين تو به تو امر مي كند كه ما بايد دين والدين خود را ترك كنيم، يا كسب خود را به دلخواه خود نگردانيم؟ مطمئنا تو در دلسوزي و خردمندي شهرت داري."

[9:103] خذ من امولهم صدقة تطهرهم وتزكيهم بها وصل عليهم ان صلوتك سكن لهم والله سميع عليم
[9:103] از پول آنها صدقه بگير تا آنها را خالص و منزه كني. و آنها را تشويق كن، زيرا تشويق تو به آنان اطمينان خاطر مي بخشد. خداست شنوا، داناي مطلق.

حتي پرندگان هم داراي صلات هستند و آنان هم از اين طريق با خداي خويش مرتبطند.به آيه زير نگاه كنيد:

[24:41] الم ترى ان الله يسبح له من في السموت والارض والطير صفت كل قد علم صلاته و تسبيحه والله عليم بما يفعلون
[24:41] آيا توجه نمي كني كه همه كس در آسمانها و زمين خدا را تجليل مي كند، حتي پرندگان هنگامي كه به صف پرواز مي كنند؟ هر يك از آنها نيايش و تسبيح خود را مي دانند. خدا از همه اعمالشان كاملا آگاه است.

بنابراين هرفردي ميتواند با خداي خويش ارتباط برقرار كندصرف نظر از دين و قوم مادرزاديش. مثلا يك فرد كشاورز از هر ملتي و از هر كشوري و از هر ديني ميتواند با خداي خويش ارتباط داشته باشد.به عكس زير نگاه كنيد.

http://www.sharemation.com/godisone/farmer.jpg?uniq=-brsele


يك فرد مسيحي يهودي مسلمان بودايي و ... ميتواند مومن به خدا باشد و اين مومنان جزو دين اسلام به حساب ميايند.دين اسلامي كه خدا منظور دارد اين دين است نه دين فرقه اي ( شيعه و سني و مسيحي ويهودي) . اين مومنان در روش نماز خواندنشان با روش ابراهيم فرق ميكنند اما خدا از هرنفسي به اندازه تواناييش انتظار دارد.

با توضيحات ياد شده سوالي كه فورا به ذهن عده اي خطور ميكند اين است كه اگر در سراسر دنيا تسليم شدگاني از اديان و اقوام مختلف وجود دارند پس حقيقت مطلقي وجود ندارد ! پس هر ديني ميتواند به وضع موجود بماند و ادعاي حقيقت كند!
برداشت بالا معمولا برداشت كساني است كه فرقه گرائي و قوم گرائي با رگ و خونشان انس گرفته است. آنها دوست دارند كه همه به جهنم بروند به جز خودشان! آنها هنوز مقصود از دين را نميدانند. زيرا كه دين آنان چندين جلد كتاب حديث است و بس. دين آنان پيروي از گذشتگان است دين آنان چيزي جز عقايد پوسيده پدرانشان نيست. جالب است كه بدانيم كتابهاي آسماني براي مبارزه با فرقه گراها نازل شده است. با مطالعه كتابهاي آسماني و آخرين كتاب خدا (قرآن) مفهوم دين براحتي بدست ميايد. جوهره و محور تمام اديان تسليم شدن در برابر آيات خداست.

آيات خدا تمام شدني نيست. رعد و برق در آسمان – خوابيدن در شب – سرگذشت اقوام گذشته – وقايع تاريخي - اكتشافات علمي – بلاها و مصيبتها - سرگذشت پدرانمان – وضعيت فعلي ما- آيات قرآني و ... همه جزو آيات الهيند. هركسي در روز با آيات الهي روبروست.دين در طول تاريخ يكي بوده است و آن تسليم در برابر آيات الهي است.تمام پيامبران به تسليم در برابر آيات خدا دعوت كرده اند.

[30:24] ومن ءايته يريكم البرق خوفا وطمعا وينزل من السماء ماء فيحي به الارض بعد موتها ان في ذلك لاءيت لقوم يعقلون
[30:24] در ميان مدركهاي اوست كه به شما برق آسمان را به عنوان منبعي از بيم و اميد مي نماياند، سپس آب را از آسمان فرو مي فرستد تا زمين مرده را دوباره زنده كند. در اينها، مدرکي است كافي براي مردمي كه مي فهمند.

[30:23] ومن ءايته منامكم باليل والنهار وابتغاؤكم من فضله ان في ذلك لاءيت لقوم يسمعون
[30:23] در ميان مدركهاي او خوابيدن شما در طي شب و يا در طي روز است و كاركردن شما در جستجوي روزي هاي او. در اين، مدرکي است كافي براي مردمي كه مي توانند بشنوند.

[30:42] قل سيروا في الارض فانظروا كيف كان عقبة الذين من قبل كان اكثرهم مشركين
[30:42] بگو: "در زمين بگرديد و به عاقبت كساني كه پيش از شما بودند، توجه كنيد." اكثر آنها مشرك بودند.

هركسي در مقابل آيات الهي در حد توانش مسئول است. در روز قيامت براي واكنش نسبت به آيات نشان داده شده به او بايد پاسخگو باشد.

[7:6] فلنسئلن الذين ارسل اليهم ولنسئلن المرسلين
[7:6] ما مسلما از كسانى كه پيام را دريافت كردند، سئوال مي كنيم و از رسولان نيز سئوال خواهيم كرد.

خدا در حد توانايي نفسمان مارا بازخواست ميكند ممكن است كارگري ساده با ديدن و يا شنيدن نشانه و آيه اي كوچك از آيات خدا ايمان در قلب او نفوذ كند. اما ممكن است يك عالم در علوم اسلامي !! هنوز تسليم خدا نباشد و همچنان تسليم شيطان باشد.

چيزي كه بر اين نكته صحه ميگذارد اين است كه : براي تسليم شدن به آيات خدا ديدن و شنيدن همه آيات خدا لازم نيست و براي كسي هم مقدور نيست. به طور مثال خيلي از كساني كه به پيامبران در طول تاريخ ايمان آورده اند با شنيدن و يا ديدن يك يا دو نشانه ايمان وارد قلبشان شده است.تعدادي از مسلمانان با شنيدن يك آيه قرآن تسليم خدا شده اند . تسليم شدن به خدا از همه چيز مهمتر است اين ركن است كه باعث پرورش و تغيير نفس واقعي ما ميشود در غير اينصورت ما همچنان رياكار ميمانيم. كساني وجود دارند كه تمام قرآن را از حفظند اما هنوز تسليم خداي مهربان نيستند و همچنان گرفتار شيطانند.

سوالي كه پيش ميايد اين است كه پس چه چيزي انسان را از تسليم به خدا (دين اسلام ) خارج ميسازد؟
جواب اين است : تكذيب و فراموش كردن نشانه ها و آيات روشن خدا

[20:126] قال كذلك اتتك ءايتنا فنسيتها وكذلك اليوم تنسى
[20:126] او خواهد گفت: "زيرا وقتي آيات ما براي تو آمد، آنها را فراموش كردي، اكنون تو فراموش شده اي."

كساني كه اعلام ميدارند كه ايمان آورده اند خدا آنان را بدون آزمايش باقي نميگذارد. كساني كه ايمان مياورند لحظه به لحظه ايمانشان آزمايش ميشود.

[29:2] احسب الناس ان يتركوا ان يقولوا ءامنا وهم لا يفتنون
[29:2] آيا مردم فکر مي كنند كه با گفتن "ايمان داريم،" به حال خود رها خواهند شد، بدون آنكه مورد آزمايش قرار بگيرند؟

هميشه انسانها نسبت به چيزهاي جديد مقاومت نشان ميدهند اين رسم روزگار است زيرا كه شيطان مارا از پيشرفت باز ميدارد و مارا از چيزهاي جديد ميترساند و به اين طريق مارا به فقر و فحشا ميكشاند جالب است كه شيطان از همان خود دين براي جلوگيري از تسليم شدن به خدا استفاده ميكند زيرا كه اين بهترين راه است و كسي هم شك نميكند!

[21:2] ما ياتيهم من ذكر من ربهم محدث الا استمعوه وهم يلعبون
[21:2] هنگامي كه مدركي جديد از جانب پروردگارشان براي آنها مي آيد، با بي توجهي به آن گوش مي دهند.

خدا اعلام ميدارد كه غير از اسلام دين ديگري قابل قبول نيست منظور از اين اسلام تسليم به خداست نه اسلام مرسوم در جامعه (اسلام شناسنامه اي).

[3:85] ومن يبتغ غير الاسلم دينا فلن يقبل منه وهو في الاءخرة من الخسرين
[3:85] هر کس ديني جز "تسليم" براي خود اختيار کند، از او پذيرفته نخواهد شد و در آخرت از بازندگان خواهد بود.
[3:86] كيف يهدي الله قوما كفروا بعد ايمنهم وشهدوا ان الرسول حق وجاءهم البينت والله لا يهدي القوم الظلمين
[3:86] چرا خدا مردمي را هدايت کند که پس از ايمان آوردن و پس از شاهد بودن بر حقانيت رسول و پس از دريافت مدرک هاي محکم،* کافر شدند؟ خدا ستمکاران را هدايت نمي کند.

اگر آيه بعدي (3:86) را بررسي كنيم متوجه ميشويم كه دين اسلام هميشه همراه بينات و آيات ذكر شده است زيرا كه تسليم خدا شدن بدون نشانه و آيه بي معني است. كساني كه به فرقه خود چسبيده اند هيچ و آيه و نشانه اي جديد از طرف خدا را قبول نميكنند زيرا كه با قبول كردن اين نشانه هاي جديد فرقه مذهبيشان به خطر مي افتد در ظاهر خود را طرفدار دين و قرآن نشان ميدهند اما اين واقعيت است كه آنان تسليم آيات خدا نيستند. آنان خدا را براي فرقه خود ميخواهند و اين دقيقا نقطه مقابل تسليم است آنان هميشه از چيزهاي جديد ميترسند آنان ديني را كه از پدرانشان شنيده اند را پيروي ميكنند كتابهاي حديثشان نماينده نظرات پدرانشان است. و اين در حالي است كه پيروي كوكورانه از دين منع شده است. يک مصيبت بزرگ بشري پيروي کورکورانه از والدين است.
جالب است كه پيروان اديان ديگر را متهم ميكنند كه چرا آنان اسلام را قبول نميكنند! فكر ميكنند اسلام را در شناسنامه فرد بايد نوشت و الا طرف مسلمان نيست. كسي بخواهد مسلمان شود بايد تسليم بودن خود را به فرقه گراها اعلام كند !!! و الا مسلمان نيست. الكي الكي خودشان را نماينده خدا كرده اند!

[14:10] قالت رسلهم افي الله شك فاطر السموت والارض يدعوكم ليغفر لكم من ذنوبكم ويؤخركم الى اجل مسمى قالوا ان انتم الا بشر مثلنا تريدون ان تصدونا عما كان يعبد ءاباؤنا فاتونا بسلطن مبين
[14:10] رسولانشان گفتند: "آيا شما در مورد خدا شك داريد؛ آغازكننده آسمانها و زمين؟ او فقط شما را دعوت مي كند تا گناهانتان را ببخشد و به شما فرصت ديگري دهد تا خود را نجات دهيد." آنها گفتند: "شما جز بشري مانند ما نيستيد كه مي خواهيد ما را از روش عبادتي پدرانمان بازداريد. به ما مجوزي معتبر نشان دهيد."

[2:208] يايها الذين ءامنوا ادخلوا في السلم كافة ولا تتبعوا خطوت الشيطن انه لكم عدو مبين
[2:208] اي كساني كه ايمان آورده ايد، كاملا تسليم شويد؛ از گام هاي شيطان پيروي نكنيد، زيرا او سرسخت ترين دشمن شماست.

[2:209] فان زللتم من بعد ما جاءتكم البينت فاعلموا ان الله عزيز حكيم
[2:209] اگر پس از اين مدارک روشنى که براي شما آمده است، به لغزش دچار شويد، پس بدانيد که خداست صاحب اقتدار، حکيم ترين.

همانطور كه ميبينيد تسليم هميشه همراه آيات و بينات ذكر ميشود. پيروي كوركورانه از دين منع شده است.

[17:36] ولا تقف ما ليس لك به علم ان السمع والبصر والفؤاد كل اولئك كان عنه مسءولا
[17:36] هيچ خبري را نپذير، مگر آنكه خودت درباره صحت آن تحقيق كني. من به تو شنوايي، بينايي و عقل داده ام و تو مسئولي از آنها استفاده كني.

ما اسما مسلمان هستيم در واقع ممكن است كسي مادرزادي مسيحي باشد اما تسليم آيات خدا باشد. ممكن است كسي مادرزادي مسلمان باشد و تسليم آيات خدا نباشد.تسليم خدا بودن ربطي به دين مادرزادي ندارد.دين مادرزادي براي ما مزيت به حساب نميايد زيرا كه انتخاب آن در دست ما نيست در عوض مسئوليت مارا بيشتر ميكند.

[16:104] ان الذين لا يؤمنون بءايت الله لا يهديهم الله ولهم عذاب اليم
[16:104] مسلما، کساني که به آيات خدا ايمان نمي آورند، خدا آنان را هدايت نمي کند. آنها سزاوار عذابي دردناك شده اند.

همانطور كه گفتيم دين اسلام دين تسليم شدگان به آيات خداست (صرف نظر از فرقه مادرزادي) . آيات خدا بايد واضح به مردم نشان داده شود شيطان هميشه آيات خدا را با خرافات قاطي پاطي ميكند و به خورد مردم ميدهد. ممكن است سوالي پيش بيايد و آن اين است كه قرآن كتاب آسماني شامل آيات خداست و پس پيروان همه اديان بايد تسليم جديدترين آيات خدا باشند؟

مشكل اينجاست كه خود كساني كه شناسنامه اي مسلمانند تسليم جديد ترين آيات خدا نيستند. بلكه بيشتر از كتابهاي حديثشان پيروي ميكنند.و شيطان به اين طريق در پيام خدا دخالت ميكند و آيات خدا را خراب ميكند تا كه كسي آن را قبول نكند. شما هرچقدر هم از شريك قراردادن به خدا برايشان بگوييد صد بار هم به مسلمانان بگوييد كه فقط خدا را بخوانيد قبول نميكنند زيرا كه آنان هنوز تسليم آيات خدا نيستند. بلكه بيشتر مطيع گذشتگان خود هستند.هر چيزي كه اعتقادات فرقه ايشان را به خطر اندازد را قبول نميكنند و اين دقيقا نقطه مقابل تسليم است.

مسلمانان شناسنامه اي هيچ ادعايي نميتوانند داشته باشند زيرا كه آنان تسليم آيات خدا نيستند و همچنان ميخواهند كه درجا بزنند در واقع پيروان ساير اديان بايد از مسلمانان شناسنامه اي بخواهند كه تسليم آيات خدا شوند!

يكي از آيات بزرگ خداوند در قرن حاضر معجزه 19 است كه تسليم شدگان واقعي را مشخص ميكند.